تبليغاتX
نسیم بامدادی - چرا به موسوی رای می دهم؟

خوشبحتانه بعد از مدتها نگرانی از ننوشتن پستی در باب انتخابات و حس عذاب وجدان از آن، فرصتی دست داد تا دلایلم برای رای دادن به میر حسین موسوی را بعد از کلی فراز و نشیب اینحا بنویسم پیشاپیش می پذیرم که به دلیل خستگی زیاد به هم ریختگی ذهنی و عدم تمرکز، آن هم در ساعات بعد از نیمه شب، دلایلی چه بسا محکم از قلم افتاده باشد که حتما در اولین فرصت دینم را ادا کرده و تکمیلیات را خواهم افزود.

به میرحسین موسوی رای خواهم داد چون:

1- صداقت موسوی برایم یکی از بارزترین خصایص اوست که می تواند در شرایط فعلی ایران و در حالیکه مردم بیش از هر چیز- حتی فقر- از دروغ  و ریا دلزده و گریزانند، صاحب ارزش و نفوذ به خصوص در بین عوام باشد. میر حسین در زمانی نخست وزیر ایران بود که اسرار و مسائل محرمانه حرف اول را در خط مشی فکری و عملی حکومت می زد و توجیهات اخلاقی زیادی برای دروغ گفتن به مردم وجود داشت اما او در هیچ شرایط به مردم دروغ نگفت. ممکن بود برخی مسائل را به دلیل شرایط جنگ و محرمانه بودن نگوید ولی دروغ هم نگفت و در همین راستا نیز در برنامه های تبلیغات انتخاباتی اش به موارد قابل اجرا در محدوده حاکمیت سیاسی موجود ایران اشاره می کند و از شعارهای عوام فریبانه و غیر قابل اجرا  اجتناب کرده است.

2- از سرمایه‌داری مولد ملی حمایت می‌کند، می دانیم که تغییر اجتماعی زمانی پایدار می ماند که پایه ها و بنیان اجتماعی موجد آن  به وجود آمده باشد. وقتی جامعه از نظر سیاسی و به خصوص اقتصادی آمادگی دموکراسی را نداشته باشد هرگونه حرکتی در این زمینه مثل حباب روی آب دیری نخواهد پایید و از بین خواهد رفت و می دانیم که زمانی دموکراسی در یک جامعه پایدار و نهادینه خواهد شد که اقتصاد ملی  و نه سرمایه داری تجاری غیر مولد مستقر شده و برتری داشته باشد. نظری اجمالی به برنامه های ارائه شده توسط موسوی  نشان میدهد که جوهره اصلی خط فکری اش حمایت از سرمایه داری مولد داخلی ملی است.ولی در مقابل آن کروبی به شیوه احمدی نژاد و البته شیوخ عرب معتقد به تقسیم پول نفت به صورت نقدی بین مردم است که  بنا به اظهارات کارشناسان اقتصادی رشد نقدینگی در جامعه به شدت تورم زا و مخرب است. به عنوان مثالی کوچک در نقل قولی از دوستی می شنیدم که چند وقت پیش و بعد ازپخش سود سهام عدالت در بین برخی از روستائیان به دنبال خرید یک گوسفند به چندین روستا مراجعه کرده و موفق نشده بود و ناچار از کسی به دوبرابر قیمت گوسفند تهیه کرده و حیران باز گشته بود. در پرس و جو حول این قضیه معلوم شد پولی نقدی که هر چند اندک چند روز قبل به دست روستائیان زحمتکش رسیده بود و نیاز آنان را برای مدتی از فروش  فرآورده خود و تلاش بیشتر برای کسب درآمد از بین برده بود که نتیجه به هم خوردن تعادل در خرید و فروش این کالا شده بود.  بی شک این نمونه  مشتی از خروار تبعات آن در جامعه هم نیست! همه می دانیم نقدینگی بیشتر مردم را ثروتمند نمی کند بلکه به تورم دامن زده و باعث فقیرتر شدن جامعه و عمیق شدن شکاف طبقاتی می‌گردد.

3- خود میر حسین موسوی شخصیتی دارد که انکارناپذیر است. گرایش ایشان به هنر بی شک بر تفکر و نگرشش در تمام جنبه های فرهنگی هنری اجتماعی و تلطیف آن موثر خواهد بود. کسی با این خصایص قطعا در عرصه فرهنگ و هنر هرگز سرهنگی نخواهد کرد. به عنوان مثال در دوران جنگ که محدودیتها بسیار زیاد بود که سانسور حداقل تبعات آن بود که از سوی حاکمان بر هنرمندان اعمال می شد و در آن شرایط شاید موسوی در مرکز انتقادها وتخریبهای علیه حکومت قرار داشت، اما به نبود آزادی هنرمند و اندیشه معترض بود. نمونه بارز آن، قضیه فیلم عروسی خوبان از زبان محسن مخملباف سازنده اثر است: که اگر موسوی نبود این فیلم پروانه نمایش نمی گرفت ، موسوی معتقد بود اگر این فیلم به مناسبات جامعه انتقاد می کند و اعتراض دارد باید منعکس شود حتی اگر خودمان با آن موافق نباشیم . این مظهر تام و کامل از تئوری زنده باد مخالف من است که به صورت عملی به نمایش گذاشته شد. ازدیگر نکات مهم در تشخیص اهمیتی که او در عرصه فرهنگ قائل بود انتخاب فردی مثل سید محمد خاتمی به وزارت فرهنگ و ارشاد در شرایط جنگی است که می توان بیشترین توجیهات برای بی توجهی و یا کم توجهی به حداقل این وزارتخانه داشت. از سوی دیگر هنر چیزی جز دیدن زیبایی ،بیان زیبایی و افرینش زیبایی نیست و جوانی هم چیزی جز زیبایی و دوست داشتن زیبایی نیست.بر همین اساس یقین دارم او نسل جوان را به خوبی درک خواهد کرد. صحبت از احساس امنیت مردم و به خصوص جوانان از آینده و بذاشته شدن آن حس ترس از آنان شاید در ظاهر لفاظی زیبایی نداشته باشد ولی در معنا عمیق کلیدی و مهم است.

  4-موسوی در دوران نخست وزیری‌اش توانست بر بحران ها غلبه کند و در دوره کمبودها حداقلی از معیشت را برای همه ایرانیان حفظ کند که این نشانی از مدیریت موثر و قوی اوست که توان عبور از بحران را دارد این را می توان با کمی کنجکاوی از زبان پدران و مادران شنید.

  5-میر حسین موسوی دارای نقطه ضعفی در زمینه مالی اخلاقی و از این دست مسایل نیست کناره گیری بیست ساله او اگر چه به زعم برخی زیر سوال است ولی خود از منظری دیگر گویای این واقعیت است که حداقل تشنه قدرت و ثروت نیست. بر خلاف او، حداقل دو کاندیدای دیگر (غیر از احمدی نژاد) دارای شبهات زیادی در زمینه دارایی های اقتصادی شان هستند که کمی انسان را به تامل وا می دارد.

  6- و یکی از مهمترین دلایلم، پاسخ به انتقاداتی است که این روزها به میر حسین زیاد وارد شده است و آن بحث اصلاح طلب بودن و یا نبودن اش است و اینکه چرا اصولگرایان از او حمایت می کنند. به نقل از عماد بهاور در مجله موج سوم ، به طور کلی اصلاح طلبان می توانند درانتخابات پیش رو دو نوع استراتژی برای ورود برگزینند:

  الف- دموکراسی و حقوق بشر را همچون سلاحی برای تاختن به محافظه کاران به کار گیرند و برای ایجاد هیجان و شور انتخاباتی یک گفتمان رادیکال به وجود آورند و اختلافات و مرزبندی ها را با تمام گروههای حاضر در انتخابات شفاف و آشکار سازند و با ایجاد درگیری های لفظی وافشاگری و شعارهای آرمانی با تمامی گروهها درگیر شوند. که نتیجه این روش جز بالا بردن مطالبات و انتظارات مردم و ساختن بت دوباره ای از شخص رییس جمهور و هیات همراهش وسپس سرخوردگی از برآورده نشدن خواستها و احیانا تحریم دوباره انتخابات شبیه آنچه در سال 84 اتفاق افتاد نخواهد بود در اثبات این ادعا همین امروز در میدان ولیعصر در بحث و مناظره با مردم دیدم دختری جوان با چه آب و تابی از امید حذف شورای نگهبان از قانون اساسی با رای دادن به کروبی حرف می زد!!  

  ب - می توان دموکراسی و حقوق بشر را مبنای همبستگی و وجه مشترک تمام گروهها تعریف کرد در این تئوری ائتلاف گسترده ای بر سر منافع ملی شکل می گیرد و تمام گروههایی که حداقلی از عقلانیت  را در رفتار خود اشکار سازند را به این ائتلاف دعوت می شوند.

 به نظر می رسد موسوی استراتژی دوم را کاملا آگاهانه برگزید او یک بازی برد – برد راه انداخته است که شاید در شرایط فعلی ما را به اهداف رادیکال و تند رومان به طور کامل نرساند ولی در جهت کاستن فشارها، تنگ نظری ها و خفقان فعلی موثر و کارا خواهد بود تا بستر لازم برای جامعه چند صدایی و تشکیل احزاب واقعی فراهم شود تا در 8 سال آینده با تنویر افکارعمومی، امکان روی کار آمدن دولتی پیشرو با پشتوانه آرای عقلانی و آگاهانه و نه احساسی مردم ممکن گردد که بی شک نهادینه شدن دموکراسی راهی بس طولانی است و نتیجه بک جریان یک شبه و یک ماهه و چند ماهه و چند ساله نیست که با چانه زنی بتوان بحرانها را از سر گذراند. در یک کلام او به جای رادیکال کردن مطالبات و بالا بردن سطح انتظارات مردم کاری که شاید بر عهده روشنفکران جامعه و باشد و نه سیاستمداران ، به تعدیل مطالبات و تاکید بر مطالبات مشترک می پردازد.

  7-بی شک موسوی با رویکرد بازگشت به عقلانیت که در مدیریت خویش به آن قائل است از سرمایه های معنوی که در حال حاضر به خاطر صف بندی در مقابل خاتمی و نه موسوی، به گرد کروبی جمع شده اند تا از این طریق دلگیری و نارضایتی خویش را از آزارها، زندانها، برکناری ها و استیضاح هایی که در زمان ریاست خاتمی تحمل کردنداعلام کنند - و شاید به نوعی در حال تسویه حساب با خاتمی اند-، بهره خواهد گرفت به عنوان مثال این شعار دولت فرهنگی و فرهنگ مردمی (و یا خصوصی، عین کلمه خاطرم نیست) شبیه تز مهاجرانی در زمان وزارتش در ارشاد بود. قطعا این همفکری و تبادل بعدها اتفاق خواهد افتاد.

  8-مفاد هشت گانه حقوق شهروندی اش که تقریبا برای من قانع کننده بود

  9- لیست افرادی که از میر حسین حمایت می کنند برایم می تواند دلگرمی خوبی باشد که در تصمیمم اشتباه نمی کنم. از خاتمی که خودم به  شخصه نسبت به او بسیار ارادت دارم تا گروههایی مثل ملی مذهبی ها و نهضت آزادی البته به صورت تلویحی، آیت الله صانعی ، محسن کدیور، مصطفی معین، سعید حجاریان، حزبهای مثل مشارکت و مجاهدین، کارگزان، اعتدال و توسعه، خانه کارگر، بیت امام، مولانا عبدالحمید چهره مورد اعتماد سنیان جنوب ایران، هنرمندان و .... خیلیهای دیگر که متاسفانه الان به خاطر ندارم.

10-  و در آخر پتانسیل بالایی که او برای جلب آرای طبقه متوسط جامعه، نسل پدران و مادران  و مذهبیون دارد برایم قابل اعتنا و توجه است و با اینکه می دانم این قضیه، دلیل دموکراتیکی برای روی آوردن به فردی نیست ولی برای برون رفت از این بحران موجود، چاره ای جز واقع نگری و کنار گذاشتن و گذشتن از برخی از آرمانهای پیشرو(تاکید می کنم از برخی از آرمانها و نه همه آنها) نیست هرچند که این قضیه برای خود من حجت آخر است برای یقین یافتن از انتخابم.

ولی من  به شدت نگرانم که اصلاح طلبان برای صدمین بار از سوراخ تفرقه گزیده شوند و در میان دعوای بین موسوی و کروبی رقیب با چراغ خاموش گوی سبقت را برباید.

 فراموش نکنیم در حال حاضر ما همه در یک جناحیم و هدف مشترک داریم و آن دفع تحجر ریا واپسگرایی و ..... است.من به انتخاب دست می زنم برای رسیدن به بهترین شرایط ممکن و اگر نزدیک انتخابات بر فرض محال ببینم آرای کروبی بالاتر است قطعا به او رای خواهم داد!!!

پی نوشت1-نمیدانم چرا این روزها طرفداران کروبی عصبی و پراز بغض و کینه اند. قصد جسارت به همه را ندارم در مورد کیس هایی که خودم دیدم و برخورد کردم صحبت می کنم انگار به دنبال جامعه آرمانی با رای آوردن کروبی می گردند که بتواند تمام کینه هاشان از اول انقلاب تا کنون را جوابگو باشد. این تفکر باز هم ترس را بر اندامم می اندازد باز هم تاکید می کنم منظورم مواردی است که در خیابان با آنها برخورد می کنم و نه دوستان وبلاگی....

پی نوشت 2- اگر لازم شد متن بالا می تواند تکمیلی هم داشته باشد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 3:7 توسط نسیم |